عکس هایی که حمید علیمی از حرمهای سوریه ارسال کرد

اصولا کربلایی حمید علیمی به عشق اهل البیت علیهم السلام هرکاری می کند ؛ حالا آن کار ذکر مصیبت ، مداحی ، جهاد و یا حتی عکاسی باشد!

اخیرا ایشان از اماکن مقدسه سوریه همچون حرم حضرت زینب سلام الله علیها ، حرم حضرت رقیه سلام الله علیها ، حرم حضرت سکینه و ام کلثوم سلام الله علیهما و قبرستان باب الصغیر ، تصاویری گرفتند و ارسال کردند که "خبرگذاری ابنا" آنها را در سایت خود درج نمود.

ما بخشی از این تصاویر را در سایت تخصصی حضرت رقیه سلام الله علیها قرار دادیم. لطفا برای مشاهده ی عکس های ارسالی توسط حمیدرضا علیمی به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خرابه شام چگونه بود ؟

بارها و بارها در ذکر مصیبت های حضرت رقیه سلام الله علیها شنیده ایم که ایشان در خرابه شام بودند و در همانجا هم به شهادت رسیدند. در این مطلب قصد داریم پیرامون وضعیت خرابه شام ، مطالبی را از کتب تاریخی بیان کنیم تا بلکه گوشه ای از سختی هایی که دختر سه ساله امام حسین علیه السلام متحمل شده اند را درک کنیم.

خرابه شام

 

سید بن طاووس و جناب شیخ صدوق از فاطمه دختر امیرالمومنین علیه السلام چنین نقل میکنند: یزید دستور داد تا علی بن الحسین (علیه السلام) و همراهان او را در خرابه ای اسیر کنند که آنجا از شدت گرمای روز و سرمای شب در امان نبودند و پوست صورتشان کنده شد! (1 و 2)

ابن نما میگوید: زنان در مکانی جای داده شدند که نه از گرما حفظشان میکرد و نه از سرما ، به طوری که با وجود پنهان کردن صورتها و سایه انداختن پرده ها ، چهره هایشان پوست انداخت و خونابه جاری گردید! لذا بی تابی بر آنها چیره گشته بود و اندوه با آن زنان بی نوا همنشنین شده بود. (3)

در کتاب بصائرالدرجات از امام صادق علیه السلام روایت شده است هنگامی که امام سجاد علیه السلام را به نزد یزدید بردند او دستور داد تا ایشان را در خرابه ای محبوس و زندانی کنند. اهل بیت امام ، کودکان و بانوان به یکدیگر میگفتند «ما را در این خانه محبوس کرده اند تا سقف بر سرمان فرو آید». سربازانی که نگهبان آنها بودند با زبان روی به یکدیگر گفتند «اینان میترسند که سقف خانه بر سرشان فرود آید در حالی که خبر نداردند فردا قرار است کشته شوند». اما امام سجاد علیه السلام از آنجایی که تمام زبانها را بلد بود به زبان رومی به سربازان گفت «خداوند نمیگذارد». فردای آن روز آنها از خرابه آزاد شدند. (4)

آری بانوان حرم امام حسین علیه السلام همچون حضرت زینب و ام کلثوم و سکینه و رقیه علیهم السلام در خرابه ای بی سایبان بودند تا آنکه پوست صورتشان کنده شد، آنها تمام روز را مشغول گریه و عزاداری برای شهدا بودند... تحمل چنین دشواریی های برای بانوان سخت بود چه رسد به طفل سه ساله امام حسین علیه السلام...

 

 

 منابع :

1. اللهوف فی قتلی الطفوف ص 219 . تسلیة المجالس جلد 2 ص 396 * متن عربی: ثُم اِن یَزید لعنة لله اَمَر بنِسا الحسین – فحبسنَ معَ علی بن الحسین فِی مَحبِس لا یَکُنُهُم مِن حَرّ و لا قَرّ حَتی تَقَشَّرَت وُجوهُهم و...

2. امالی صدوق ص 231 مجلس 31 . بحارالانوار ج 45 ص 140

3. مثیر الاحزان صفحه  102

4. جلاء العیون ص 620


پیامک هایی درباره ی حضرت رقیه

برای مشاهده جدیدترین اس ام اس ها درباره حضرت رقیه علیها السلام به ادامه مطلب مراجعه کنید.
اس ام اس حضرت رقیه
ادامه نوشته

شعر مدافعین حرم(7)

مدافعین حرم
اگر چه عشق هنوز از سرم نیفتاده
ولی مسـیر مـن و او به هم نیفتاده

به خواب سخت فرو رفته پای همت من
وگـرنـه اسـم کسـی از قـلـم نـیـفـتـاده

به غیر، کار ندارم به خویش میگویم
چرا هنوز به ابرویت  خم نیفتاده ؟!

بقیع شاهد زنده ، شبیه سامرا
که اتفاق از این دست کم نیفتاده

بماند اینکه به آن قوم رحم کرده حسین
هـنـوز سـفـره ی شـاه از کـرم نـیـفتاده

بماند اینکه چه خمپاره ها که آمده است
ولـی به حـُرمـت او در حـَرم نـیـفـتـاده

گذار پوست به دباغخانه می افتد
عرب هنوز به دست عجم نیفتاده

اگـر کـه پرچم عباس ، روی گنبد رفـت
سه ساله خواست بگوید علم نیفتاده

3ساله خواست بگوید که دختر علیست
هـنـوز قـیـمـت تـیـغ دودم ، نـیـفـتـاده !

اشعار حضرت رقیه(6)

ﻗﻄﺮه ای درﯾﺎ ﭘﺮﺳﺘﻢ ، ﯾﺎ رقیه ... در ﻫﻮاﯾﺖ ﻣﺴﺖ ﻣﺴتم یا رقیه

دل ﺑﺮﯾﺪم از ﻫﻤﻪ ﺧﻠﻖ ﺟﻬﺎن ... ﻋﻬﺪ و ﭘﯿﻤﺎن ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺴﺘﻢ ﯾﺎ رقیه

ﺑﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ آﺷــﻨﺎ ﺷـﺪ ﺑﺎورم ... از ﺧـﻮد و ﺑﯿﮕـﺎﻧﻪ رﺳـﺘﻢ ، ﯾﺎ رقیه

ﭘﺎی در راه ﻃﻠﺐ ﺑـﻨـﻬﺎده ام ... دل ز ﻏﯿﺮ ﺣﻖ ﮔﺴـﺴـﺘﻢ، ﯾﺎ رقیه

ﭘﺮ ﮐﺸﯿﺪم در ﻫﻮای ﻋﺎﺷﻘﯽ ... ﺑﺮ ﺳـﺮ ﺑﺎﻣﺖ ﻧﺸﺴـﺘﻢ، ﯾﺎ رقیه

ﺗﺎ ﻣﺮا ﺧﻮاﻧﺪی ﺑﺮﯾﺪم از ﻫﻤﻪ ... ﻧﺎﮔﻬﺎن ﺧﻮد را ﺷﮑﺴـﺘﻢ، ﯾﺎ رقیه

ﻫـﺮ ﭼـﻪ ﻫﺴـﺘﻢ، اي ﮔﻞ ﺑﺎغ ﺧﺪا ... از ﺗﻮﻻی ﺗﻮ ﻫﺴـﺘﻢ، ﯾﺎ رقیه

ﻣﺴﺘﯽ ام اﻣﺮوز و ﻓﺮداﯾﯽ ﻧﺒﻮد ... ﻣﺴﺖ از روز اَﻟَﺴـﺘﻢ، ﯾﺎ رقیه

ﺗﺎ ﺳـﭙﺮدم ﺳــﺮ ﺑﻪ راه ﺳـﺒﺰ ﺗﻮ ... ﻗﻄﺮه ای درﯾﺎ ﭘﺮﺳـﺘﻢ، ﯾﺎ رقیه

معنی رقیه و بررسی این اسم

بررسی تخصصی نام و معنی رقیه

کلمه رقیّة به ضم "ر" و تشدید "ی" اسم مصغر میباشد که مختوم به تاء تانیت شده است.

ریشه ی کلمه ی رقیه از ماده (رِقی یَرقی) به معنای بالا رفتن است و (راقی) به معنای متصف به این صفت یعنی "بالا رونده" می باشد ، سپس مصغر شده است به خاطر اینکه عرب گاهی به جهت ملاطفت با فرزندان و نزدیکی به آن ها گاهی اسمهای بچه هایشان را مصغر وضع می کند مثل سمیّة و سکینة یا اینگونه خطاب می کند مثل (بنیّ) که مصغّر (ابنی) است و تانیت رقیّه به "تاء" به این دلیل است که این اسم برای دختر بچه ها قرار داده شده است.

پس حاصل معنا این است که دارنده ی اسم رقیه ، دارای مرتبه ای بلند و رفیع در کمالات و خصائص نسبت به دیگران می باشد.

البته گویا رقیه لقب دختر امام حسین علیه السلام بوده زیرا از ادله چنین به دست می آید که اسم اصلی ایشان فاطمه بوده است.

رقیه



دو ضریح حضرت رقیه (سلام الله علیها)

در بین حضرات آل الله ، تنها حضرت رقیه بنت الحسین علیهماالسلام است که قبر مطهر او دو ضریح دارد!

حتی در کاظمین یا سامرا که دو امام در آنجا دفن هستند یک ضریح وجود دارد اما در دمشق ، حکایت چیز دیگری است. هیچکس نمی تواند ادعا کند که حکمت اصلی این امر را می داند ولی آنچه مشخص است اینکه حضرت رقیه خاتون دو ضریح زیبا و دلربا دارد و همچنین عشاق فراوانی در بوسیدن این عتبه ی مقدسه لحظه شماری می کنند.

آنهایی که به حرم حضرت رقیه سلام الله علیها مشرف شده اند این موضوع را از نزدیک دیده اند ولی برای عزیزانی که هنوز به زیارت دختر سه ساله امام حسین علیه السلام شرف یاب نشده اند تصاویری از دو ضریح حضرت را آماده کرده ایم. ضریح داخلی و ضریح بیرونی.


عکس دو ضریح حضرت رقیه

عکس ضریح داخلی و بیرونی حضرت رقیه سلام الله علیها

 

 

دو ضریح حضرت رقیه

عکس دو ضریح حضرت رقیة بنت الحسین سلام الله علیهما



نصب پرچم امام حسین روی ضریح حضرت رقیه

وقتی تهدید وهابیون درباره ی تخریب بارگاه حضرت زینب سلام الله علیها به اوج خود رسید ، مدافعین حرم در پاسخ به این تهدیدها یک اقدام جالب توجه انجام دادند و پرچم حضرت اباالفضل علیه السلام را روی گنبد خواهر گرامی ایشان نصب کردند!

این کار یک پیام کوبنده به وهابیون بود مبنی بر اینکه: آگاه باشید! حفاظت از حرم حضرت زینب علیها السلام برعهده ی برادر شجاع اوست.

پس از آن ، اقدام مشابه ای هم در بارگاه حضرت رقیه سلام الله علیها شکل گرفت و تولیت حرم ،  پرچم یاحسین را روی ضریح مطهر نصب نمودند تا همگان بدانند که امام حسین علیه السلام حافظ و نگهدار دختر سه ساله خویش هست...

ضریح حضرت رقیه

قديمترين ماءخذ تاريخى دربارة حضرت رقيّه (سلام الله علیه)

  مرحوم آية الله حاج ميرزا هاشم خراسانى (متوفّاى سال 1352 هجرى قمرى ) در منتخب

التواريخ مى نويسد:

عالم جليل ، شيخ محمّد على شامى كه از جملة علما و محصّلين

نجف اشرف است به حقير فرمود: جدّ امّى بلاواسطه من ، جناب آقا

سيّد ابراهيم دمشقى ، كه نسبش منتهى مى شود به سيّد مرتضى

علم الهدى و سن شريفش از نود افزون بوده و بسيار شريف و محترم

بودند، سه دختر داشتند و اولاد ذكور نداشتند.


شبى دختر بزرگ ايشان جناب رقيّه بنت الحسين عليهماالسلام را در  


خواب ديد كه فرمود به پدرت بگو به والى بگويد ميان قبر و لحد من آب


افتاده ، و بدن من در اذيّت است ؛ بيايد و قبر و لحد مرا تعمير كند.

ادامه نوشته

راز حضور قلب در نماز، لذت از عبادت به روایت آیت الله بهجت

  از محضر آیت الله بهجت سؤ ال شد: حاج آقا، عمرمان

گذشت و دارد مى گذرد امّا هنوز لذتى از عبادت و به

خصوص نمازمان احساس ‍ نکرده ایم، به نظر شما چه

باید بکنیم که ما نیز اقلاًّ اندکى از آنچه را که ائمه و

پیشوایان معصوم علیهم السّلام فرموده اند، بچشیم؟


معظّم له در حالى که سر را تکان مى داد فرمود: آقا،


عامّ البلوى است! این دردى است که همه گرفتاریم!


عرض شد: آقا، به هر حال مراتب دارد و مسئله نسبى

است. عضى همچون شما مراتب عالى دارید و ماها

هیچى نداریم، ماها چه باید بکنیم ؟


باز در جواب فرمود: شاید من مرتبه شما را تمنّا کنم.

ادامه نوشته

اشعار حضرت رقیه(5)


 پاسخ خنده


 دیگرنشانی نمانده ، ازگیسوان بلندم

 با اینکه مویی ندارم ، برچادرم پایبندم

 

 بردند ما را اسیری ، ازراههای کویری

 روحم کنارتنت ماند ، از کربلا دل نکندم

 

 دستم همیشه دخیل ِ، دیواریا دست ِعمه

 درخردسالی پدرجان ، حس می کنم سالمندم !


اشعار حضرت رقیه(4)


 آغازگریه


 نگاه قدسی اش اعجاز می کرد

 ملائک را غزل پرداز می کرد

 

 تمام شهرعطریاس می داد

 سحر،سجاده را تا باز می کرد

 

 میان ربناهای قنوتش

 هزاران قاصدک پرواز می کرد


ادامه نوشته

اشعار حضرت رقیه(3)

اين گنج غم كه در دل خاك آرميده است

اين دختر حسين سر از تن بريده است

اين است دخترى كه پدر را به خواب ديد

كز دشت خون به نزد اسيران رسيده است

بيدار شد ز خواب و پدر را نديد و گفت

اى عمه جان ، پدر مگر از من چه ديده است
ادامه نوشته

اشعار حضرت رقیه(2)

دید بـا اینکه زمین خوردم مرا حُرمت نداشت

دخـتـرت بـابـا بـرای گریـه هم مهـلـت نداشت

هرچه گفتم من یتیمم ، باز مویـم را کـشـیـد

نانجیب انگار ترس از گیسوی عصمت نداشت

اسـتـخـوان نـازکـم را بـس کـه زیـر پـا گرفـت

زانوان اُفـتـان و خـیـزانم دگـر طاغت نـداشـت
ادامه نوشته

اشعار حضرت رقیه

دست از سرم بردار من بابا ندارم

زخمی شدم بهر دویدن پا ندارم


گيسو سپيدم احترامم را نگهدار

سيلي نزن من با كسي دعوا ندارم


 باشد بزن، چشم عمو را دور ديدي

من هيچ كس را بين اين صحرا ندارم

ادامه نوشته